1- مرگ رهبر سوسیالیست ونزوئلا هوگو چاوز باشکوه تر از آنی شد و درآمد که جهان انتظار داشت و هواداران چاوز در سرتاسر کشورشان از سویی و متحدان معدود و محدود او در دنیای سیاست سنگ تمام گذاشتند برای رهبری که نماد عدالت در داخل و استکبار ستیزی در خارج بود. تا جائیکه حتی شبکه های اطلاع رسانی عمدتاً مخالف او نیز نتوانستند در مقابل توده های عظیم مردم سوگوار و سرآسیمۀ ونزوئلا در ادای احترام به جنازه معبودشان مقاومت بکنند و ناچار شدند این مراسم را کم و بیش پوشش خوب بدهند.
2- اما در میان مهمانان گرد آمده بدور تابوت چاوز با اینکه کشورها و رهبرانی از دور و نزدیک و مهم هم - مثل برزیل - حضور داشتند اما بی تردید ستارۀ این میهمانی مرگ کسی نبود جز محمود احمدی نژاد رییس جمهور اسلامی ایران. کشوری که نه تنها از جنبۀ بعد مسافت دورترین به ونزوئلا بود و است بلکه از جنبۀ ایدئولوژی رسمی و دینی نیردر نقطۀ مقابل سوسیالیسم مارکسیستی قرار داشت و دارد. اگر چه مهمتر از این دو فرق عمده صمیمیت بی نظیر احمدی نژاد - چه در تعریف و تمجید از شخص چاوز در بیانیۀ تهران و اظهاراتش در کاراکاس - بود که فارغ از مقام و رتبۀ سیاسی اش و پروتکل های تشریفاتی مثل ابر بهار اشک می ریخت و بجای برادر مرده اش در آغوش مادر چاوز مویه می کرد.
3- بطور حتم احمدی نژاد اینقدر مرام داشت که حاضر بود در انتخابات بعدی ایران شکست بخورد و برادر چاوزش را از دست ندهد. اما چه می شود کرد با بازی سرنوشت که او هم بهترین زمان را انتخاب کرد برای بردن چاوز بنفع برادرش احمدی نژاد در ایران. احمدی نژاد ناخواسته و یکباره دوباره در منظر میلیون ها بینندۀ تلویزیونی قرار گرفت که هوگوچاوز را بدلیل مواضع ضد امریکایی و سرسختی اش دوست داشتند در دنیای فقیر. همان هایی که احمدی نژاد را هم دوست داشتند تا دوسال پیش و یکباره بدلیل برخی وقایع و سیاست های پیش آمده مثل اختلاف شیعه و سنی و انقلاب های بهار عربی در خارج و برخی چالش هایش با روحانیت در داخل محبوبیت اش رو به افول نهاده بود.
4- اما احمدی نژاد یک دست آورد بسیار مهم را هم برای ایرانیانی که می خواهند رییس جمهور بعدی شان را انتخاب کنند خواهد آورد از خانوادۀ حزب اللهی مخلص آقای هوگو چاوز. و آن تحفه چیزی نخواهد بود بغیر از عکس ها و فیلم هایی که از حرکات و رفتار و گفتار خود گلچین خواهد کرد. و مهمترین و بهترین اش همین عکسی است که من هم گذاشته ام و رییس محمود را در آغوش مادر چاوز نشان می دهد. و چه خوب که میرتاج الدینی روحانی را هم بشهادت طلبیده که فردا کسی نگوید فتوشاپ بود مثل محمد خاتمی. او اینک با مدرکی تمام قد و مصر به نمایشش به جوانان خواهد القاء کرد که این فقط منم که به آزادی های اجتماعی شما باور دارم و در صورت تداوم قدرتم تنها کسی هستم که قول می دهم در مقابل روحانیان متحجر بایستم با قدرت ناشی از آرای شما.
5- علی مطهری گفته است اگر در اثر فشار احمدی نژاد شورای نگهبان مشایی را تأیید صلاحیت کند باید فاتحۀ انقلاب را خواند. من اما معتقدم که اگر قرار بر فاتحۀ انقلاب باشد بهتر است از همین الان حمدش را قرائت کنیم تا رسیدن خرداد و موقع خواندن سوره. زیرا اگر هم مشایی و احمدی نژاد نتوانند یا نخواهند مشایی را جلو بیاندازند و خودشان را گرفتار کش و واکش کنند خواهند توانست نفر سومی را به ریاست جمهوری آیندۀ ایران برسانند و خودشان نقش رهبر مهرۀ جدیدشان را بازی کنند. این کار بسادگی ممکن خواهد بود زیرا هیچکس دیگر نه از نظر شخصی و نه از جنبۀ شعار و برنامه نخواهد توانست خط قرمزهای نامزد احمدی نژاد را پشت سر گذاشته و تبلیغ کند. دلیل هم واضح است زیرا نامزدها حق ندارند وارد سیاست های کلان چه در بعد خارجی و چه در بعد ایدئولوژیک داخلی (حلال و حرام دین) بشوند و الا حتی بعد از تأیید صلاحیت نیز جلوشان گرفته می شود. در حالیکه برای نامزد احمدی نژاد خود احمدی نژاد تبلیغ خواهد کرد که نه نامزد ریاست جمهوری است و نه اصولاً کسی جرأت مخالفت با او را دارد.
6- آرایش صحنه هم خیلی با سناریوی احمدی نژاد منطبق است. زیرا خاتمی قطعاً نخواهد آمد و هاشمی هم با عقب نشینی که بعد از آن دو سه ماه گرد و خاکی که کرد با حرف های متفاوت؛ و اکنون چندین هفته است که دیگر از شور و حال پیرانه سریش خبری نیست؛ نشان می دهد که او نیز دستش را جا رفته و مرد این میدان نخواهد بود. بقیۀ اصلاح طلبان هم در قوارۀ شکست دادن نامزد احمدی نژاد نیستند از سویی و کل اصولکرایان سنتی را هم که احمدی نژاد اصلاً داخل آدم نمی داند از طرف دیگر که حالا بیایند و با او رقابت هم بکنند. ترس همیشگی احمدی نژاد از قالیباف بود که او نیز با پیوستن به حداد و ولایتی خودش را از چشم طبقۀ متوسط انداخت و به اردوی حضرت آقا ملحق شد. این تحلیل تا حرکت معنا دار و جدیدی از سوی هاشمی یا خاتمی معتبر قطعی است.
2- اما در میان مهمانان گرد آمده بدور تابوت چاوز با اینکه کشورها و رهبرانی از دور و نزدیک و مهم هم - مثل برزیل - حضور داشتند اما بی تردید ستارۀ این میهمانی مرگ کسی نبود جز محمود احمدی نژاد رییس جمهور اسلامی ایران. کشوری که نه تنها از جنبۀ بعد مسافت دورترین به ونزوئلا بود و است بلکه از جنبۀ ایدئولوژی رسمی و دینی نیردر نقطۀ مقابل سوسیالیسم مارکسیستی قرار داشت و دارد. اگر چه مهمتر از این دو فرق عمده صمیمیت بی نظیر احمدی نژاد - چه در تعریف و تمجید از شخص چاوز در بیانیۀ تهران و اظهاراتش در کاراکاس - بود که فارغ از مقام و رتبۀ سیاسی اش و پروتکل های تشریفاتی مثل ابر بهار اشک می ریخت و بجای برادر مرده اش در آغوش مادر چاوز مویه می کرد.
3- بطور حتم احمدی نژاد اینقدر مرام داشت که حاضر بود در انتخابات بعدی ایران شکست بخورد و برادر چاوزش را از دست ندهد. اما چه می شود کرد با بازی سرنوشت که او هم بهترین زمان را انتخاب کرد برای بردن چاوز بنفع برادرش احمدی نژاد در ایران. احمدی نژاد ناخواسته و یکباره دوباره در منظر میلیون ها بینندۀ تلویزیونی قرار گرفت که هوگوچاوز را بدلیل مواضع ضد امریکایی و سرسختی اش دوست داشتند در دنیای فقیر. همان هایی که احمدی نژاد را هم دوست داشتند تا دوسال پیش و یکباره بدلیل برخی وقایع و سیاست های پیش آمده مثل اختلاف شیعه و سنی و انقلاب های بهار عربی در خارج و برخی چالش هایش با روحانیت در داخل محبوبیت اش رو به افول نهاده بود.
4- اما احمدی نژاد یک دست آورد بسیار مهم را هم برای ایرانیانی که می خواهند رییس جمهور بعدی شان را انتخاب کنند خواهد آورد از خانوادۀ حزب اللهی مخلص آقای هوگو چاوز. و آن تحفه چیزی نخواهد بود بغیر از عکس ها و فیلم هایی که از حرکات و رفتار و گفتار خود گلچین خواهد کرد. و مهمترین و بهترین اش همین عکسی است که من هم گذاشته ام و رییس محمود را در آغوش مادر چاوز نشان می دهد. و چه خوب که میرتاج الدینی روحانی را هم بشهادت طلبیده که فردا کسی نگوید فتوشاپ بود مثل محمد خاتمی. او اینک با مدرکی تمام قد و مصر به نمایشش به جوانان خواهد القاء کرد که این فقط منم که به آزادی های اجتماعی شما باور دارم و در صورت تداوم قدرتم تنها کسی هستم که قول می دهم در مقابل روحانیان متحجر بایستم با قدرت ناشی از آرای شما.
5- علی مطهری گفته است اگر در اثر فشار احمدی نژاد شورای نگهبان مشایی را تأیید صلاحیت کند باید فاتحۀ انقلاب را خواند. من اما معتقدم که اگر قرار بر فاتحۀ انقلاب باشد بهتر است از همین الان حمدش را قرائت کنیم تا رسیدن خرداد و موقع خواندن سوره. زیرا اگر هم مشایی و احمدی نژاد نتوانند یا نخواهند مشایی را جلو بیاندازند و خودشان را گرفتار کش و واکش کنند خواهند توانست نفر سومی را به ریاست جمهوری آیندۀ ایران برسانند و خودشان نقش رهبر مهرۀ جدیدشان را بازی کنند. این کار بسادگی ممکن خواهد بود زیرا هیچکس دیگر نه از نظر شخصی و نه از جنبۀ شعار و برنامه نخواهد توانست خط قرمزهای نامزد احمدی نژاد را پشت سر گذاشته و تبلیغ کند. دلیل هم واضح است زیرا نامزدها حق ندارند وارد سیاست های کلان چه در بعد خارجی و چه در بعد ایدئولوژیک داخلی (حلال و حرام دین) بشوند و الا حتی بعد از تأیید صلاحیت نیز جلوشان گرفته می شود. در حالیکه برای نامزد احمدی نژاد خود احمدی نژاد تبلیغ خواهد کرد که نه نامزد ریاست جمهوری است و نه اصولاً کسی جرأت مخالفت با او را دارد.
6- آرایش صحنه هم خیلی با سناریوی احمدی نژاد منطبق است. زیرا خاتمی قطعاً نخواهد آمد و هاشمی هم با عقب نشینی که بعد از آن دو سه ماه گرد و خاکی که کرد با حرف های متفاوت؛ و اکنون چندین هفته است که دیگر از شور و حال پیرانه سریش خبری نیست؛ نشان می دهد که او نیز دستش را جا رفته و مرد این میدان نخواهد بود. بقیۀ اصلاح طلبان هم در قوارۀ شکست دادن نامزد احمدی نژاد نیستند از سویی و کل اصولکرایان سنتی را هم که احمدی نژاد اصلاً داخل آدم نمی داند از طرف دیگر که حالا بیایند و با او رقابت هم بکنند. ترس همیشگی احمدی نژاد از قالیباف بود که او نیز با پیوستن به حداد و ولایتی خودش را از چشم طبقۀ متوسط انداخت و به اردوی حضرت آقا ملحق شد. این تحلیل تا حرکت معنا دار و جدیدی از سوی هاشمی یا خاتمی معتبر قطعی است.


هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر