۱۳۹۱ اسفند ۱۵, سه‌شنبه

این عکس ها مربوط است به خانمی که در تهران سر به شورش برداشته است. يعنی يكباره لچك و حجاب را از سر برداشته و درخيابان راه افتاده است. سوار اتوبوس و مترو هم شده و لابد در دل خود گفته:
مرگ يكبار، شيون هم يكبار!
راستی اگر همه زن هائی كه نمی خواهند حجاب داشته باشند، در اين روزها که هوای تهران بهاری شده، روسری ها را بردارند و بزنند به سيم آخر چه می شود؟ مگر اوین را بیاورند وسط شهر، و الا شهر را نمی توانند ببرند به اوین.
چنین شورشی زیاد هم حرف و تصوری خیالی نیست. تاریخ معاصر، مشابه آن را برای مخالفت با فشارهای فرهنگی و اجتماعی، تبعیض و فقر و حتی در جنبش های استقلال طلبانه، فراوان به یاد دارد.
در همین ایران خودمان، روزی که ناصرالدین شاه از شکار به تهران بازگشت و ناگهان با انبوه زنان سیاهپوش و نقاب بر صورتی روبرو شد که قابلمه به دست در خیابان راه افتاده بودند و علیه گرانی نان شعار میدادند، شاه کج کلاه را در بهت و حیرت فرو بردند.
اما، خودمانیم، اين شكل و شمايل ساده اما بی حجاب، که چند ساعتی در خیابان های مرکزی تهران، مترو و اتوبوس گشت زد، بسيار نجيبانه تر و با حجاب تر از تصاويری نیست كه از نيمه حجابی ها، با موهای رنگی و چند رنگی در تهران گرفته و منتشر می شود ؟ اگر دست از سر مردم بردارند، ماجرا در همين حدود که می بینید خاتمه می يابد. بندرت و بسيار بندرت در خيابان های كشورهای اروپائی زنانی با آن آرایشی يافت می شوند كه درتهران يافت می شوند. از بینی قلمی و سربالای زنان و دختران ایرانی بگذریم که مایه تعجب غیر ایرانی هاست و مطبوعات اروپائی نیز اغلب با تعجب اشاره می کنند که در ایران بینی همه خانم ها شبیه هم است! فشار روی جامعه و تحميل چادر و روسری كار را خراب تر از آن كرده كه فكرش را می كردند.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر